حسين مير حيدر
138
معارف گياهى ( فارسى )
توجه مىباشند و فقط از نظر زيبايى و رنگ ساقه و مصارف صنايع دستى ، ورزشى و براى ساختن نيزه و وسايل ماهىگيرى و بافتن لوازم خانگى نظير صندلى ، سبدها و . . . مورد توجه مىباشند ، نظير Bambusa latifolia كه به فرانسوى Bambou larges Feuilles گفته مىشود و بامبوى سياه Bambous nigra كه به فرانسوى آن را Bambou noir نامند ، بامبو طلايى Bambusa aurea كه به فرانسوى به آن Bambou dore گفته مىشود و . . . چندگونه از بامبو يا خيزران در حدود 50 سال قبل از چين به ايران وارد و در لاهيجان كاشته شد و چند خانوار چينى هم در آن زمان براى آموزش تهيه صنايع دستى بامبويى به ايران آمدند . اين بامبوها در لاهيجان رشد نسبتا رضايتبخشى دارند و از آنها براى تهيهء صندلى و مبل و سبدبافى و نظاير آن استفاده مىشود . مشخصات طباشير و تركيبات شيميايى در مورد طباشير آقاى J . A . de Mandelslo در كتاب يا سفرنامهء خود به نام Voyages and travels چنين مىنويسد : در سواحل مالابار و كوروماندل « 1 » در هند و همچنين نزديك مالاكا در جنوب شبه جزيرهء مالايا نوعى بامبو يا خيزران وجود دارد كه بومىها آن را بامبو مىنامند و نام انگليسى آن Malacca cane است . از اين خيزران يك مادهء دارويى گرفته مىشود كه آن را Sacar mambus مىنامند . يعنى شكر بامبو . ايرانىها و اعراب و اهالى قبيلهء Moures آن را طباشير نامند كه به معناى مايع منجمد سفيد است . اين بامبوها به بلندى درخت سفيدار مىرسد . داراى ساقههاى راست و برگهاى درازتر از برگ زيتون است و ساقهها داراى بندها و گرههاى متعددى است كه در گرههاى آن مادهء سفيدى وجود دارد كه همان طباشير است كه ايرانىها و اعراب براى آن ارزش دارويى فراوانى قايل هستند » . طباشير مادهاى است كه قسمت عمدهء آن سيليسيك اسيد « 2 » است و به علاوه داراى سيليكات و مقدارى نيز آهك و پتاس مىباشد . طباشير از گرههاى بامبو از طريق سوزاندن بامبو گرفته مىشود . در ابتدا مادهاى
--> ( 1 ) . Coromandel coast ( 2 ) . Silicic acid